تبليغاتX
kurdistansite2.blogfa.com

 

نگاهی کلی به طرح قانون اساسی عراق و تأثیر آن بر کشورهای منطقه

دکتر گلمراد مرادی

 هایدلبرگ 19 اکتبر 2005

Dr.GolmoradMoradi@t-online.de

دیشب دریکی از رادیوهای هموطنان گرامی خارج ازکشور بحثی تلفنی داشتم، در رابطه با طرح قانون اساسی عراق. چون در آن گفتگوی کوتاه و فاصله دور از آلمان تا استکهلم سوئد، فرصت کمی داشتیم، بهمین دلیل مقدور نبود، در مورد همه مسائل صحبت شود. لذا بخش بزرگی از این نوشته، آن چیزیست که گفته نشده و در اینجا برای علاقمندان به این مسئله مهم، آورده می شود. امکان دارد نکاتی هم تکراری باشد، آندسته از هموطنان عزیز که آن بخش تکراری را از رادیو شنیده اند پوزش بنده را بپذیرند.

 

این طرح قانون اساسی عراق که روز شنبه 15 اکتبر در رفراندومی به رأی مردم گذاشته شده و اکنون همه با بی صبری در انتظار نتیجه آن هستند، جمعا شامل 139 ماده و چندین تبصره و توضیحات می باشد. در واقع بهائی که ملیتهای عراق برای آزادی از یوغ دیکتاتوران دراین سرزمین و درنتیجه بوجود آوردن طرح این قانون اساسی هنوز به تصویب نهائی نرسیده، پرداخته و اکنون هم می پردازند، بسیار سنگین بوده و هست. اما آنچه که ایدآل همه انسانها و از جمله ملیتهای عراق بعد ازصدام حسین باشد و معمولا میبایستی همه را راضی و خوشنود نماید، به دست نیامده. با این توصیف در مقایسه با قانون اساسی جمهوری اسلامی در ایران و بویژه در رابطه با حقوق ملیتها و اقلیتهای مذهبی، قدمی بلند و مثبت بر داشته شده و قانونی بمراتب مترقی تر ازقانون قرون وسطائی ولایت فقیه ملاها  در کشور خود ما است. برای نمونه بانگاهی به مواد آن، می بینیم که صراحتا به نکات بسیارمهم حقوق فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ملیتهای گونا گون توجه جدی شده است. بند اول آن استقلال، دمکراسی و حکومت فدرالی را تضمین کرده است. مثلا در ماده 1 میخوانیم: "جمهوری عراق کشوری مستقل و پارلامنتاری، دمکراتیک و فدرال است". و در آن ماده های 106، 107، 109، 111، 112 و 113 بر فدراتیو بودن کشور و بر وظایف حکومتهای فدرالی تأکید می ورزد. این نکات خود دست آوردی هستند که حد اقل از جانب کردها در تاریخ 85 سال گذشته، یعنی بعد از جنگ جهانی اول تا کنون، برایشان مبارزه خونین شده و تلفات جانی و مالی فراوان داده اند. پس این اولین گام مثبت درراه تقسیم قدرت حکومت مقتدر مرکزی که به احتمال قوی اگر در رفراندوم به تصویب مردم نرسد، یک دیکتاتوری از نوع صدام حسین در عراق را باید انتظار کشید و اگر مردم به آن رأی دهند، جلو چنین دیکتاتوری گرفته خواهد شد و احتمالا بزودی آرامش به این کشور باز گردانده شود. بنا بر این، اگر شق دوم پیروز شود، باید برداشتن همین قدم را به فال نیک گرفت و منتظر اقدامات بهتری از طرف نمایندگان منتخب مردم در آینده ماند.

نکات نیمه مثبت دیگری که در این طرح آمده است، امید ما را تاحدودی به آینده روشنتری تقویت می کند. مثلا در ماده 3 آورده شده: "عراق کشوری است چند ملیتی و دارای مذاهب گونا گون و بعلاوه یک بخش ازجهان اسلام و یکی از بنیان گذاران اتحادیه عرب وعضو فعال آن است". و نیز درماده 4 همین طرح، تبصره اول آمده است: "زبان عربی و زبان کردی دوزبان رسمی عراق است. قانون، این حق را برای عراقی ها تضمین می کند که فرزندانشان را به زبان مادری خویش مانند ترکمنی، آسوری و ارمنی در مؤسسات آموزشی دولتی بنا بر اساس و تنظیمات راهنمای تربیتی و یا در دیگر مؤسسات آموزشی خصوصی تعلیم دهند".

در تبصره دو این ماده می خوانیم: "طرح نهائی واژه زبان رسمی که در این ماده آورده شده و قانونی خواهد شد، به شرح زیر اند:

الف: انتشار اعلامیه ها و مجلات رسمی به دو زبان (منظورعربی و کردی است)

ب: سخنرانی و مذاکرات و صحبتها در نشستهای رسمی، از قبیل شورای نمایندگان، شورای وزیران، دادگاه ها و کنفرانسهای رسمی به آن دو زبان است.

ج: انتشار مدارک رسمی و مکاتبات دولتی به این دو زبان باید باشند.

د: بنا به راهنمای اساس آموزشی، مدارس با تدریس دوزبان آغاز وباز می شوند.

ز: استفاده از هر دو زبان در همه نشستها بر اساس حقوق مساوی است، به علاوه روی اسکناس بانکی، در پاسپورت و روی مهرها دو زبانه خواهند بود.

تبصره سه میگوید: درحکومت فدرال منطقه کردستان و مؤسسات آن بایستی از هر دو زبان استفاده شود. (عربی و کردی) تبصره چهار میگوید: زبان ترکمنی و آسوری دو زبان رسمی دیگرند که در واحدهای اداری که تراکم جمعیت ترکمن و آسوری بیشترند مورد استفاده قرار می گیرند. تبصره پنج میگوید: هرمنطقه دیگر و فرمانداریها می توانند زبانهای محلی را مضاف بر زبانهای رسمی بکار گیرند، در صورتیکه اکثریت مردم در رفراندوم عمومی آنگونه تصمیم بگیرند".

 

خوب اینها نکاتی مورد توجه هستند که در طرح این قانون اساسی گنجانده شده است. البته امیدما این است که این قانون باکوشش نمایندگان منتخب و دمکرات مردم سیر سعودی به سود ملیتهای عراق طی کند. مثلا اگرچه ماده 3 قانون، بر به رسمیت شناختن ملیتها و مذاهب اقلیت تأیید گذاشته، ولی با این پسوند که "بخشی از جهان اسلام" است، نه اینکه مواضع سکولاریسم را در این کشور که  می خواهند دین ازحکومت جدا باشد، کمی ضعیف می کند، بلکه نشانه تکیه بر اسلامی بودن حکومت دارد و این دخالت دین در اداره کشور را به دنبال خود می کشاند. این نکات منفی در ماده 2 بیشتر بچشم می خورد و حتا در تضاد با هم قرار دارند. مثلا در این ماده تبصر اول میخوانیم: "اسلام مذهب رسمی کشور و مبداء  و اساس قانونگذاری است:

الف: هیچ قانونی با دین اسلام که ممکن است بعنوان دین رسمی تصویب شود، نباید در تضاد باشد.

ب: هیچ قانونی با اصول دمکراسی که ممکن است در این قانون اساسی تصویب شود نباید ضدیت داشته باشد.

ج: هیچ قانونی با حقوق و آزادی اولیه که در این قانون اساسی ممکن است  تصویب شود، نباید در تضاد باشد".

 

اولا اگر همه قوانین طبق دستورات قرآن به تصویب برسند، عملا حقوق مساوی که برای زنان در همین قانون ماده 20 مبنی بر اینکه حقوق همه شهروندان مرد و زن را تضمین می کند و حق شرکت در مسائل اجتماعی را دارند، در نظر گرفته شده و ماده 14 که می گوید: "همه عراقیها در برابر قانون مساوی هستند، بدون در نظر گرفتن جنس، نژاد، ملیت، رنگ پوست یا اصل و نصب، مذهب، جهانبینی و موقعیت اقتصادی و اجتماعی"، پایمال خواهد نمود.

 

دوما بندهای الف و ب و ج این ماده 2 با هم در تضاد قرار می گیرند. زیرا اسلام و بویژه اسلام شیعه به دمکراسی پای بند نیست و برای انسانها طبق آیات قرآن راهنما و سر پرست در نظر می گیرند. در صورتیکه در یک سیستم دمکراتیک و آزاد، انسان عاقل و سالم نیازی به سر پرست نخواهد داشت. اما متأسفانه با موقعیت امروزی عراق و ترکیب جمعیت آن با حدود 60  درصد شیعه و حمایت ایران اسلامی از این شیعییان، خود زمینه ای را فراهم نموده که اسلام درقانون اساسی این کشور بدین شکل مطرح شود وحتا هیچ قانونی درتضاد با دستورات دینی تصویب نگردد. در واقع اگر از بنده و هزاران کرد دیگر و صد ها هزار شخصیت لائیک درعراق پرسش می شد، ما ها هیچگاه موافق دخالت هیچ دین و مذهبی در اداره امور مملکت نمی بودیم. اما بطوری که ملاحظه می شود اسلام نقش مهمی در این قانون اساسی دارد و می تواند جلو تصویب هر قانونی را به بهانه ضدیت با دین و "غیر اخلاقی بودن" بگیرد. این نکات نگران کننده اند. بویژه آنچه که بحقوق زنان مربوط می شود که به دلایل گوناگون دراین قانون گنجانده نشده است و این حق کشی، می تواند به دلیل نفوذ اسلامیون شیعه و تهدید افرادی مانند الصدر افراطی و غیره باشد. امیدوارم نتیجه رفراندم طوری باشد که بتوان حقوق نیمی ازجمعیت مملکت را جدی تر گرفت و نفوذ ادیان درحکومت داری این سر زمین کم شود. در کنار این نکته تکیه بر دمکراسی و آزادی در این ماده خود نیز امیدوار کننده است، زیرا هیچ قانونی که در تضاد با حقوق انسانی و در تضاد با دمکراسی  و آزادی باشد، نمی تواند به تصویب برسد. یعنی قانون سنگسار، قانون حجاب اجباری، قانون جلو گیری از تحصیل زنان در رشته های ویژه و نظیر اینها، مورد تصویب مجلس قرار نخواهد گرفت. در اینجا است که وظایف کردها و رهبران آنها به عنوان دومین نیروی قدرتمند در عراق برای تحقق بخشیدن به دمکراسی و جلوگیری از افراطی گرائی سنگین تر می شود. در واقع قبل از دیگر ملیتها، نقش کردها با یک پیشینه مبارزاتی 85 ساله، در تضعیف دیکتاتوران و از جمله صدام حسین، سقوط او و تدوین این قانون اساس بسیار تعیین کننده بوده است. ما اگر خوب به خاطر داشته باشیم، رهبران کردهای عراق تا قبل از سر  نگونی و سقوط دیکتاتوری صدام حسین، تا حدودی با هم اختلاف داشتند و حتا دارای دو حکومت در سلیمانیه و اربیل بودند. اما مسئله حیاتی و مهم خلق کرد باعث رفع اختلاف شد و آنها را متحد نمود که یک زبان برای کسب حقوق ملی خلق خود به میدان بیایند. اولین گام مشترک و مثبت، مام جلال طالبانی، رئیس جمهور فعلی عراق و کاک مسعود بارزانی رئیس حکومت خودمختار کردستان عراق، تکیه بر خواست های بر حق ملت کرد بود که سالیان دراز برایش مبارزه کرده بودند. چه بسا همین تأکید هر دو رهبر کرد، آمریکائی ها را نیز مجبور کرد به خواستهای کردها تن بدهند و حد اقل مقداری از این خواستها در طرح قانون اساسی آورده شود. این حقوق اولیه عبارتند از شناسائی میلت کرد، رسمیت دادن به زبان مادری، اداره امور منطقه بدست خود مردم و تقسیم  ثروت و منابع طبیعی کشور بطور مساوی برای ملیتهای این سر زمین. همه این نکات در قانون اساسی جدید با توافق بر سر سیستم فدراتیو، گنجانده شده اند. به احتمال بسیار قوی مناطق کردنشینی مانند کرکوک و همچنین با توافق اکثریت ساکنان، شهرهای نفت خیر موصل و خانقین به منطقه فدرال پیوسته شوند. البته نقش منفی سنی های عرب که به عنوان یک اقلیت در مقایسه با شیعییان و کردها، حدود 80 سال بر دیگر ملیتها حاکمیت می کردند، کم نبود. چه بسا اگر آنها از  اول بیشتر با کردها همکاری می کردند، شیعییان قادر نمی شدند حتا با حمایت ایران، نقش اسلام را تا این اندازه در قانون اساسی برجسته کنند. آنگاه امکانش کم می شد که حقوق زنان در طرح این قانون به این اندازه کم رنگ جلوه کند.

 

در هر صورت مسئله بسیار مهمی که امیدواریم در سراسر عراق عملی شود، همان مسئله فدراتیو بودن و تقسیم قدرت بین ایالات و ولایات است. این خود به کردها، که با دخالت مذهب در اداره امور مملکت موافق نیستند، امکان می دهد در سرزمین فدراتیو خویش قوانینی بسود زنان جامعه وضع نمایند که این تقویتی باشد برای نیروهای لائیک عرب (چه شیعه و چه سنی). چیزیکه باید به آن توجه جدی داشت، نگرانی بیش از حد بخشی از نیروهای اپوزیسیون هموطن خارج و داخل کشور است که اینان از واژه فدرالیسم وحشت دارند و آن را همانند دیواری "نامرئی" بین ملیتها میدانند که عاقبت منجر به "تجزیه" کشور خواهد شد!! البته طراح چنین تزی هواداران حکومت مقتدر و مرکزی و نیروهای راست برتری طلبند. اما متأسفانه برخی از نیروهای دمکرات نیز در این دام افتاده و این ترس بیهوده را مطرح می کنند. آنها از آن وحشت دارند که اگر این سیستم فدراتیو در عراق سر بگیرد، روزی به کشور خود ما نیز سرایت خواهد نمود و باعث به اصطلاح تجزیه کشور خواهد شد!! در صورتیکه اگر ما الفبای دمکراسی را رعایت کنیم و حقوق دیگران را برسمیت بشناسیم، چنین فکری عبث است. بر عکس اگر حکومتهای فدراتیو در عراق جا بیافتند و به درستی به حقوق همه مردم و اقلیتهای ملی و مذهبی رسیدگی شود، آنگونه که در این قانون اساسی آمده و تضمین شده است، همانند حقوق اجتماعی، سیاسی و فرهنگی (زبان و مذهب و دیگر آداب و رسوم و غیره) ترکمن ها، آسوری ها و کلدانی ها، رجوع شود به ماده های 40 و 41 و نیز ماده 121 که می گوید: قانون، حقوق فرهنگی، سیاسی، اداره امور و تعلیم و تربیتی اقلیتهای ملی و مذهبی مانند ترکمن ها، کلدانی ها، آسوری ها و همه دیگر اقلیتها را تضمین می کند و در همین قانون به تصویب خواهد رسید، در آنصورت چنین ترس و وحشتی ازتجزیه کشور فقط بهانه ای برای سرکوب دیگر ملیتها و برپائی حکومتی دیکتاتوری و لگام گسیخته خواهد بود، نه چیز دگر.

اگر ما واقعا به دمکراسی اعتقاد داشته باشیم و واقع بینانه به مسئله بنگریم و از برتری طلبان کمی فاصله بگیریم، عادلانه قضاوت خواهیم نمود که وحشت ما از سیستم فدراتیو بی جهت است. زیرا در یک کشور کثیرالملله مانند ایران، فقط و فقط یک سیستم فدراتیو میتواند دمکراسی را تضمین کند و اتحاد هرچه بیشتر ملیتها با حقوق مساوی را بوجود آورد. یعنی تقسیم قدرت بین ایالات و ولایات و ملیتهای گوناگون. در چنین سیستمی دو حسن اساسی دیده می شود: یکی اینکه، آنگونه که در پیش اشاره شد، درحاکمیت فدراتیو، از بوجود آمدن دیکتاتوری مطلق جلوگیری بعمل خواهد آمد. دوم این که ملیتهای مختلف در حق تعیین سر نوشت خویش سهیم خواهند بود و این خود، اگر تعلیم و تربیت درست حسابی، آن گونه که در همین قانون اساسی قید گردیده، انجام پذیرد، نه اینکه هیچگونه دیواری چه مرئی و چه نامرئی بین ملیتها کشیده نخواهد شد، بلکه دوستی و همبستگی و احساس حقوق برابر بین آنها بیشتر بوجود خواهد آمد و این خود اتحاد ملیتها را دریک کشور تضمین خواهد نمود. تنها راه رسیدن به چنین آرمانی، واقع بین بودن و بر دهان برتری طلبان، از هر طرفی، لگام زدن است. باید یاد آور شد، آنچه که ما برای خود می خواهیم، نباید از دیگران دریغ کنیم، درغیر آنصورت نمی توان نام روشنفکر و دمکرات روی ما گذاشت. نمونه روشن برای اتحاد آزاد ملیتها دریک سیستم فدراتیو کشور کانادا در آمریکای شمالی و سویس دراروپای غربی می باشند. اگر از سیستم سرمایه داری مطلق در این کشورها چشم پوشی کنیم، اداره امور مملکت بصورت فدراتیو در آنها واقعا تضمینی برای متحد بودن ملیتهای آن سر زمیها است. در دنیای امروز فکر می کنم ملیتهای ما بغیر از وضع اقتصادی، چیزی نباید از کانادائی ها و اروپائی ها کمتر داشته باشند و اگر هم کم داریم، باید با تمام نیرو در رفع این نقض بکوشیم. آرزو مندم همه ملیتهای عراق دراین راستا گام نهند و ثابت کنند که شایستگی دمکراسی و یک سیستم فدراتیو را دارند. اگر ما خود کمی عاقلانه بیاندیشیم و جدا به دمکراسی پای بند باشیم، می توانیم پس از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی در ایران در ایجاد یک سیستم فدراتیو بکوشیم و بدینوسیله جلو هر دیکتاتوری را سد نمائیم و در صلح و صفا و رعایت حقوق یک دیگر زندگی کنیم و هیچ ترس و حشتی هم نباید از به رسمیت شناختن حقوق دیگران داشته باشیم. هر اقدامی غیر ازاین باشد، عوام فریبی است و عوام فریبی هم کار قدرت طلبان است نه روشنفکران و دمکراتها.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 7:58  توسط namalom  | 

 
شوانه قادری
نا آرامی اخير شهرهای کردنشين غرب ايران به دنبال کشته شدن جوانی به نام کمال اسفرم، معروف به شوانه قادری آغاز شد که در شهر مهاباد هدف گلوله مأموران انتظامی قرار گرفت
فرماندار شهر کردنشين مهاباد در غرب ايران و نماينده اين شهر در مجلس شورای اسلامی ايران صدور حکم اعدام برای عامل قتل يکی از مأموران انتظامی در اين شهر را تکذيب کردند.

حدود نيمه شب سه شنبه شب (25 اکتبر) گذشته عده ای در چهارراه استقلال شهر مهاباد تجمع کرده، نسبت به صدور حکم اعدام برای فردی که متهم به قتل يکی از مأموران انتظامی در جريان نا آرامی چند ماه گذشته شهر شده بودند اعتراض کردند

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 7:55  توسط namalom  | 

        

این عکس جنایت وحشتناک و غیر انسانی عمال حکومت فاشیستی و آدم کش آخوندی در ۲۲تیر ۱۳۶۸ روز شهید کردن دکتر عبالرحمن قاسملو دبیر کل حزب دمکرات کردستان بر سر میز مزاکره در  اتریش میباشد. آنها با این عمل ثابت کردند که با ماهیت انسان دشمنی دارند. ولی باید بدانند تا دمکرات زنده است راه قاسملو ادامه دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 7:50  توسط namalom  | 

ناوبانگ: دوكتور سه‌عید
ناو و ناسناو: محه‌ممدسادق شه‌ره‌فكه‌ندی
دانیشتووی: مه‌هاباد
ساڵی شه‌هید بوون: 1992

كورته‌یه‌ك له ژیاننامه:

هاورێی تێكۆشه‌ر محه‌ممه‌د سادق شه‌ڕه‌فكه‌ندی ناسراو به‌ دوكتور سه‌عید ڕۆژی11/1/1938 له‌ بنه‌ماڵه‌یه‌كی نیشتمانپه‌روه‌ردا له‌ گوندی ته‌ره‌غه‌ی بۆكان له‌ دایك بوو. هه‌ر له‌ ته‌مه‌نی منداڵی دا باوكی له‌ ده‌ست داو سه‌رپه‌رستی یه‌كه‌ی كه‌وته‌ سه‌ر شانی براگه‌وره‌كه‌ی، شاعیری گه‌وره‌ی كوردستان مامۆستا هه‌ژار. پۆلی یه‌ك ودووی سه‌ره‌تایی له‌ شاری بۆكان خوێندوو پاشان كه‌ بنه‌ماڵه‌كه‌ی له‌ مه‌هاباد گیرساوه‌ و خوێندنی سه‌رتایی و ناوه‌ندی له‌ مه‌هاباد و ساڵی ئاخری ده‌بیرستانی له‌ شاری ته‌ورێز ته‌واو كرد.
ساڵی1959له‌ دانیشسه‌رای عالی تاران لیسانسی شیمی وه‌رگرت، هه‌ر له‌و ساڵه‌دا بوو به‌ مامۆستای ده‌رسی شیمی و هه‌تا ساڵی1965له‌ شاره‌كانی ورمێ و مه‌هاباد دا به‌ ئه‌ركی مامۆستایه‌تی‌یه‌وه‌ خه‌ریك بوو. سه‌رنجام به‌كرێگیراوانی رێژیمی حه‌مه‌ڕه‌زاشا ئه‌و خزمه‌ته‌یان له‌ كوردستان پێ ڕه‌وا نه‌دی و له‌ گه‌ڵ ژوماره‌یه‌ك‌مامۆستای دیكه‌ دووریان خستنه‌وه‌ بۆ ئه‌راك و كه‌ره‌ج و چه‌ند شاری دیكه‌.
 تێكۆشه‌ر كاك دوكتور سه‌عید ساڵی1970 نه‌قل كرا بۆ زانستگای ته‌ربێتی موعه‌لیم له‌ تاران و ساڵی1972 به‌ كه‌ڵك وه‌رگرتن له‌ بورسی وه‌زاره‌تی عوڵه‌م چووه‌ فه‌رانسه‌‌ و له‌ ماوه‌ی چوار ساڵ‌دا دوكتورای شیمی ئانالتیك له‌ زانستگای ژوماره‌ 6ی پاریس وه‌رگرت.
سالی1976گه‌راوه‌ تاران وه‌ك مامۆستای زانستگای ته‌ربیه‌تی موعه‌لیم درێژه‌ی به‌ ئه‌ركی پیرۆزی مامۆستایه‌تی دا.ساڵی1973كاتێك له‌ پاریس ده‌ی خوێند له‌ رێگای مامۆستای مه‌زن دوكتور قاسملوی رێبه‌رمانه‌وه‌ له‌ گه‌ڵ به‌رنامه‌وپێره‌وی نێو خۆی حیزبی دێمۆكرات ئاشنا بوو و داوای ئه‌ندامه‌تی حیزبی كرد. پاش گه‌ڕانه‌وه‌ بۆ تاران بوو به‌ ڕابیتی نێوان كاك دوكتور قاسملو و ئه‌ندامانی كۆنی رێبه‌رایه‌تی حیزب. پاش ڕووخانی ڕێژیمی پاشایه‌تی و ده‌ست پێكرنه‌وه‌ی تێكۆشانی ئاشكرای حیزب ساڵی1979بوو به‌ موشاویری كۆمیته‌ی ناوه‌ندی و ساڵـــــی1980 له‌ كۆنگره‌ی چواره‌می حیزبدا به‌ ئه‌ندامی كۆمیته‌ی ناوه‌ندی هه‌ڵبژێراو به‌رپرسایه‌تی كۆمیته‌ی حیزبی له‌ تارانی پێ ئه‌سپێردرا.
 هاورێ دوكتور سه‌عید هاوینی 1980له‌ لایه‌ن ده‌فته‌ری سیاسی حیزبه‌وه‌ بوو كاری ته‌واو وه‌خت بانگ كراوه‌ كوردستان. له‌ پلینۆمی كۆمیته‌ی ناوه‌ندی له‌ هاوینی1980دا به‌ ئه‌ندامی ده‌فته‌ری سیاسی هه‌ڵبژێرا. له‌ كۆنگره‌كانی5و6و7و8و9دا هه‌موو جاره‌ به‌ ئه‌ندامی ده‌فته‌ری سیاسی هه‌ڵبژێردراوه‌.
له‌ ساڵی 1986ڕا هه‌تا كاتی شه‌هید بوونی مامۆستای گه‌وره‌مان دوكتور قاسملوی نه‌مر ئه‌ركی جێگری سكرتێری گشتی حیزبی به‌ ئه‌ستۆوه‌ بوو. له‌ یه‌كه‌م پلینێۆمی دوای شه‌هید بوونی كاك دوكتور قاسملودا بوو به‌ سكرتێری گشتی حیزب.
 رێكه‌وتی17/9/1992 كاك دوكتور سادق شه‌ڕه‌فكه‌ندی له‌ گه‌ڵ هاورێیه‌كانی كاك فه‌تاح عه‌بدولی ئه‌ندامی كۆمیته‌ی ناوه‌ندی و نوێنه‌ری حیزب له‌ ئورووپاو كاك هومایون ئه‌رده‌ڵان به‌رپرسی كۆمیته‌ی حیزب له‌ ئه‌ڵمان به‌ ده‌ستی تیروریسته‌كانی كۆماری ئیسلامی ئێران له‌ شاری بڕلینی ئه‌ڵمان شه‌هید كران. یادو ناوی كاك دوكتور سه‌عید هه‌میشه‌ به‌ نه‌مری ده‌مێنێته‌وه‌ .

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 10:23  توسط namalom  | 

بگه‌ڕێوه بۆ دوایه



ناوبانگ: دوكتور قاسملوو
ناو و ناسناو: ‌‌عه‌بدولره‌‌حمان قاسملوو
دانیشتووی: ورمئ
ساڵی شه‌هید بوون: 1989

كورته‌یه‌ك له ژیاننامه:

عه‌بدولره‌حمان قاسملوو له‌ شه‌وزستانی سالی1930دا له‌ بنه‌ماڵه‌یه‌كی خاوه‌ن مڵكی ده‌ست ڕۆیشتوودا له‌ شاری ورمێ له‌ دایك بووه‌

.خوێندنی سه‌ره‌تایی و ناوه‌ندیی له‌ ورمێ و تاران ته‌واوكرد. هاورێ قاسملوو ساڵی1945 تێكۆشانی سیاسی خۆی به‌ دامه‌زراندنی یه‌كیه‌تیی لاوانی دێموكراتی كوردستان له‌ شاری ورمێ ده‌ست پێ كرد.
ساڵی1946 به‌ دوای ڕووخانی كۆماری كوردستان له‌ مه‌هاباد دا بۆ خوێندن چووه‌ تاران و ساڵی1948بـــۆ درێژه‌پێدانی خوێندن چوو بۆ پاریس. گه‌یشتنی به‌ پاریس هاوكات بوو له‌ گه‌ڵ ته‌قه‌ كردن له‌ شا له‌ زانستگای تاران. به‌و بۆنه‌وه‌ كۆبونه‌وه‌یه‌كی به‌رینی

 خوێندكاره‌ ئێرانێ یه‌كان له‌ پاریس پێكهات كه‌ له‌وێ دا كاك ره‌حمان قاسملوو به‌ درێژه‌یی به‌ دژی شای‌ئێران قسه‌ی كرد و له‌ ئاكام دا خوێندكاران په‌یامێكی ئیعترازییان بۆ شا نارد. ئه‌م كاره‌ بوو به‌هۆی فشاری حكومه‌تی ئێران  و ته‌نانه‌ت حكومه‌تی فه‌رانسه‌ش بۆ سه‌ر كاك ره‌حمانی ناچاركرد پاریس به‌ جێ هێڵێ و وه‌ك خوێندكاری بوورس پێدراوی "یه‌كێه‌تی نێونه‌ته‌وه‌یی خوێندكاران" چوو بۆ پڕاگ پێته‌ختی چیكوسلوواكی هه‌رله‌وماوه‌دا كه‌ له‌ فه‌ڕانسه‌ بوو به‌ هاوكاری چه‌ند خوێندكاری كورد "كۆمه‌ڵه‌ی خوێندكارانی كورد"یان له‌ ئوروپا دامه‌زراند.
 ساڵی 1951 به‌ نوێنه‌رایه‌تیی خوێندكارانی ئێران له‌ زۆركۆبوونه‌وه‌ و كۆنفه‌ڕانسی فیدراسیونی جیهانیی لاوان دا له‌ مه‌جارستان به‌شدار بوو. ساڵی1952له‌ سه‌رده‌می حكومه‌تی میللیی دوكتور موسه‌دیق‌دا هاورێ قاسملوو پاش ئه‌وه‌ی له‌ زانستگای پڕاگ‌دا لیسانسی زانسته‌ كۆمه‌ڵایه‌تی و سیاسی‌یه‌كانی وه‌رگرت گه‌ڕاوه‌ ئێران. ئه‌وكاته‌ له‌ نێوان حیزبی دێموكراتی كوردستان و حیزبی تووده‌ی ئێران دا یه‌كیه‌تیی ته‌شكیلاتی هه‌بوو. هاورێ قاسملوو پاش شه‌ش مانگ تێكۆشان له‌ تاران هاته‌وه‌ مه‌هابادو له‌ وێ سه‌رپه‌رستیی كاری حیزبیی وه‌ئه‌ستۆ گرت.
پاش كۆده‌تای شوومی19/8/1953ناچار بوو به‌ ته‌واوی خۆی بشارێته‌وه‌ و به‌ نهێنی له‌ تاران و له‌ كوردستان خه‌ریكی تێكۆشانی حیزبی بێ. له‌و ماوه‌یه‌دا سه‌رپه‌رستی ڕۆژنامه‌ی كوردستانی به‌ ئه‌ستۆوه‌ بوو.هه‌ر له‌ ماوه‌یه‌ش دا بوو كه‌ كۆمیته‌یه‌كی سه‌راسه‌ری بۆ كاروباری حیزبی دێموكرات به‌ به‌رپرسایه‌تی ئه‌و پێكهات و ساڵی1957جارێكی دیكه‌ چۆوه‌ چیكوسڵوواكی.
هاورێ قاسملوو ساڵی1958گه‌ڕاوه‌ بۆ عێراق و له‌گه‌ڵ چه‌ند ئه‌ندامی مه‌سئوولی دیكه‌ی حیزبیی هه‌وڵیان دا له‌ رێگای عێراقه‌وه‌ رێكخراوه‌كانی حیزب زیندوو بكه‌نه‌وه‌. به‌ڵام به‌ هۆی كارشكێنیی به‌رێوه‌به‌رانی پارتی‌دێموكراتی كوردستانی عێراق له‌وكاره‌دا سه‌رنه‌كه‌وتن‌‌، ساڵی1960به‌ ده‌ستوری ده‌وڵه‌تی عێراق له‌و‌ وڵاته‌‌ ده‌ركراوگه‌ڕاوه‌  بۆ پڕاگ.ساڵی1962له‌ زانستگای پراگ

 دوكتورای زانستی‌ئابووری وه‌رگرت‌و هه‌تا ساڵی1970له‌زانستگای پراگ ده‌رسی "ئابووری سه‌رمایه‌داری و ئابووری سۆسیالیستی و تیئوری هه‌ڵدانی ئابووری" گوته‌وه‌ وله‌وماوه‌دا چه‌ند كتێب و نامیلكه‌ی له‌ سه‌رگیروگرفته‌ ئابووریی وكۆمه‌ڵایه‌تی و سیاسی‌یه‌كان نووسیوه‌، و زمانه‌كانی كوردی، فارسی ، توركی، عه‌ره‌بی، فه‌ڕانسه‌وه‌ی،ئینگلیسی،چێكی و رووسی به‌ باشی ده‌زانی .
پاش ده‌ر چوونی به‌یاننامه‌ی11ی مارسی1970له‌ عێراق كاك دوكتور قاسملوو له‌ ئورووپاوه‌ گه‌ڕاوه‌ بۆ عێراق و به‌ هاوكاری چه‌ند كه‌س له‌ یارانی نیزیكی حیزبی ئه‌ركی زیندوو كردنه‌وی رێكخراوه‌كانی حیزبی دێموكراتی كوردستانی وه‌ ئه‌

ستۆ گرت. ساڵی1971 له‌ كۆنفه‌رانسی سێهه‌می حیزب دا كاك دوكتورقاسملوو به‌ سكرتێری گشتیی حیزبی دێموكراتی كوردستان هه‌ڵبژێردراو له‌و كاته‌وه‌ له‌ هه‌موو كۆنگره‌كانی حیزب دا  وه‌ك سكرتێری گشتیی حیزب هه‌ڵبژێردرایه‌وه‌و به‌م جوره‌ بۆ ماوه‌ی هه‌ژده‌ساڵ وه‌ك رێبه‌رێكی كارزان‌و شاره‌زا له‌ پله‌ی یه‌كه‌می به‌رپڕسایه‌تی دا كاروباری حیزبی له‌ یه‌كێك له‌ سه‌خت‌ترین قۆناغه‌كانی خه‌باتی ئه‌م حیزبه‌دا به‌رێوه‌ برد.
هاورێی تێكۆشه‌رو مامۆستای رێبه‌ر دوكتور قاسملوو له‌ گه‌ڵ كاك عه‌وڵا قادری ئازه‌ر ئه‌ندامی كۆمیته‌ی ناوه‌ندی و به‌رپرسی ده‌فته‌ری حیزبی دێموكرات له‌ ده‌ره‌وه‌ی وڵات، رێكه‌وتی13/7/1989 له‌ وییه‌نی پێته‌ختی ئوتریش به‌ ده‌ست تێروریسته‌كانی كۆماری ئیسلامی ئێران شه‌هید كران.


+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 7:54  توسط namalom  |