تبليغاتX
kurdistansite2.blogfa.com - شکست یا تجربه گرانسنگ ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

     سرانجام پس از ماه ها کش و قوس ،  گفت و شنود ، تکاپو و تلاش جریان های سیاسی کشور ، انتخابات نهم ریاست جمهوری  به پایان رسید .  قاعدتا یکی غالب و یکی مغلوب ، یکی پیروز و یکی بازنده ، یکی موفق و یکی ناموفق خوانده می شود . چنین نیز هست . ما نیز به عنوان جمعی از کردهای اصلاح طلب که عمر نام و تلاشمان با این نام کمتر از شش ماه است  ظاهرا در دو مرحله انتخابات بازنده و مغلوب و ناموفق شده ایم: هم در دفاع از دکتر معین و هم در دفاع  - دله  باور مه که - از هاشمی رفسنجانی ! و البته چنین هم شد و کسی را توان انکار نیست الا اینکه حضور در صحنه انتخابات را از منظر دیگر نیز ببینیم.

     اصلاح طلبان کرد ترکیبی بود از فعالان سیاسی و فرهنگی که یک سر آن افراد ی موسوم به روشنفکر دینی و در سر دیگر ش افرادی که دستکم ادعای دینداری ندارند ، گرچه با اغماض ملی مذهبی نیز خوانده شوند. اما انکار نمی  توان کرد غالب اینان – بویژه گردانندگان اصلی – از فعالانی بوده و هستند که گذشته ای همبسته با جمهوری اسلامی دارند و معدودی هنوز هم سمتی دارند در سیستم ، همچون دکتر رمضان زاده  که سخنگوی دولت خاتمی  است  و خود نیز هرگز داعیه اپوزسیونی  و مخالفت با سیستم حاکم را نداشته اند الا اینکه منتقد باشند! برخی جوان و حتی نوجوان و برخی نیز میانسال و چه بسا سالمند ، گروهی بیشتر مرد و تک و توکی  نیز زن و دختران جوان ، دسته ای شیعی و دسته ای دیگر سنی ،  جمعی در استان کردستان و کرمانشاه و آذربایجان غربی ساکنند و معدودی نیز در تهران ، پایتخت کشور! در میان همین ترکیب ناهمگون بودند و هستند - که ناگفته پیدا بود و هست – افراد انگشت شماری که نیت شان فقط سودجویی از این جریان بود و تا حدی موج سواری  و البته بودند و هستند کسانی که قلبا چنین جریانی را باور داشته و راه اصلاح طلبی را تنها راه دفاع از حقوق مشروع کردها می دانند . و بی تردید دسته اخیر اکثریت افراد حاضر در نشست ها بودند.

     ماهیت راه و رسم در پیش گرفته شده از سوی اصلاح طلبان کرد به نحوی بود که هر کس از منظر خود به آن می توانست نگریست: گروهی وابسته به اجنبی و تجزیه طلب شان خواندند , گروهی دولتی و تشنه قدرت و بعضی نیز جمعی دلسوز و مشتاق عدالت و دموکراسی! اکنون این برداشت ها نه که مهم نیست اما مهم تر آن است که خود در باز تعریف جریان اصلاح طلبی شان چه تعریفی از خود ارایه می کنند البته با تعمق در آنچه در شش ماه گذشته روی داد. آنان باید نیک اندیشه کنند : کی هستند , چه خواستند , چگونه خواستند , چه میزان موفق شدند و مهم تر اینکه در آینده چکار باید بکنند؟

     اصلاح طلبان کرد که به تعبیر برخی دوستان بهتر بود گفته می شد " جمعی از کردهای اصلاح طلب " همانگونه که از نام شان پیداست : کرد هستند: کرد ایرانی , اصلاح طلب هستند : همفکر با اصلاح طلبان کشور که از خرداد76 در عرصه سیاسی ایران رخ نمودند , و لابد بر اصول اصلاح طلبی ایرانی پای بند: بر حرمت و کرامت انسانی , حقوق شهروندی , آزادی , عدالت و دموکراسی پای می فشارند . اینان بر این باورند که مبارزات مسلحانه و خشن به عنوان روشی برای مطالبه حقوق سیاسی و مدنی شان پاسخگو نیست لذا گفتمان مدنی را به مثابه بستری مناسب برای طرح مطالبات برگزیدند. اینان گرچه سطح مطالبات را رفیع می بینند اما در این مرحله و در دورانی که ملت در پی گزینش رئیس جمهور بود جز در چارچوب اختیارات رئیس جمهور سخن گفتن را بیهوده تلقی کردند و در پی پنج نشست , مطالبات پا نزد گانه  در حوزه های سیاسی , فرهنگی , اجتماعی و اقتصادی را وارد فضای گفتمان انتخابات کشور کردند. نامه سرگشاده برای همه نامزدهای ریاست جمهوری ارسال کردند , با جمعی از آنان مذاکره حضوری کردند و گاه از طریق وبلاگ های شخصی با آنان به سخن پرداختند. در 27 تیر از دکتر مصطفی معین نامزد اصلاح طلبان پیشرو حمایت کردند , بیش از 350 هزار رای کردها را برای او به ارمغان آوردند اما نامزد مورد حمایت شان رای لازم برای صعود به مرحله بعد را بدست نیاورد . در دور دوم , با وصف انتقادهای شدید شان از هاشمی رفسنجانی , بدلیل ترس از حاکم شدن جریان افراطی راست , همسو با اجماع  طیف اصلاح طلبان کشور در نشست پنجم سنندج از مردم کرد دعوت کردند به هاشمی رای بدهند و البته این بار نیز آرای کردها در حدی نبود که نشان از موفقیت اصلاح طلبان کرد داشته باشد. در سطح کشور نیز با وجود ده میلیون رای هاشمی , برنده انتخابات رادیکال ترین نامزد محافظه کاران بود که با بیش از هفده میلیون رای بر کرسی ریاست کشور نشست.

     اگر فقط برنده شدن نامزد مورد نظر اصلاح طلبان کرد در انتخابات ریاست جمهوری را هدف اصلی این جریان  بدانیم , قاطعانه می توان گفت با وجود مشارکت بیش از سیصد هزار هم میهن کرددر رای دادن به  دکتر معین و بیش از یک میلیون رای به مجموع اصلاح طلبان , آنان شکست خوردند. به همین صراحت ! اما اگر بر گفته ها و نوشته های اصلاح طلبان کرد در شش ماه گذشته نیم نگاهی بیفکنیم داستان چیز دیگری خواهد شد. آنان گفتند و نوشتند که انتخابات بستر مناسبی است برای طرح مطالبات مردم کرد , لذا کوشیدند بخشی از مطالبات قومی وارد گفتمان سیاسی کشور شود . این اتفاق افتاد . گرچه دکتر معین تنها نامزدی بود که صریح و شفاف از تعهد خود برای تامین این مطالبات سخن گفت اما سایرین هم هر یک با زبانی و سطحی از همه یا بخشی از این مطالبات سخن به میان آوردند. حتی یک نفر از نامزدها از مناسب بودن  الگوی فدرالیسم برای تحقق مطالبات محلی ایرانیان سخن گفت . دو یا سه نفر هم مطالبات جامعه اهل سنت را جایگزین مطالبات قومی کردند که تفاوت چندانی در عناوین مشاهده نشد.  و برنده انتخابات که از  نگاه ما کمترین تناسب را با مطالبات محلی دارد از دولت عدالت , افزایش اختیارات محلی و شایسته سالاری سخن به میان آورد و تلویحا بکارگیری همه اقوام در مناسب عالی دولتی! را مطرح کرده است.  از دیگر سو در پی نشست های اصلاح طلبان کرد در سایر مناطق قومی کشور , همچون ترکمن صحرا , بلوچستان , خوزستان و قشقایی ها از مطالبات اصلاح طلبانه سخن به میان آمد که به نوعی توجه به حل مسائل واقعی سیاسی و اجتماعی  اقوام ایرانی را به دولتمردان گوشزد کرد. اکنون رئیس جمهور منتخب – فارغ از اینکه چه فرایندی طی شد تا به این جایگاه دست بیابد- با سوگندی که یاد می کند باید برای اجرای قانون اساسی عهد ببندد . بخش مهمی از مطالبات , اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی است که ناظر به تحقق مطالبات کردها نیز هست, او نمی تواند نسبت به این مطالبات بی تفاوت باشد. اصلاح طلبان اگر خود را ابزار مقطعی داغ کردن انتخابات ندانسته باشند – که نمی دانند – باید در این دوران به عنوان بخشی از اصلاح طلبان کشور مصرا خواستار تامین این مطالبات باشند و ÷ی گیری تحقق وعده های منتخب جدید را جزو وظایف خود بشمارند. از نگاه دیگر یک جریان اصلاح طلبی بر اساس اصول اصلاح طلبی موظف است از هر منفذی برای تحقق مطالبات مردم تلاش کند . بدون تردید رسالت سنگین اصلاح طلبان کرد سنگین تر شده است و اینان اگر بر عهد خود پایبند ند باید در این شرایط با هشیاری بیشتر بکوشند دولتمردان جدید را در مواجهه با خواست های قانونی هم میهنان کرد شان قرار داده و تا تحقق کامل آن از پای ننشینند. و این مداومت و نقد قدرت رسالت همیشگی جریان اصلاح طلبی است. جریانی که تدریجی , آرام و قانونی بودن , مشی آن است.

     از دیگر اهداف نشست های هم اندیشی اصلاح طلبان کرد ایجاد فضای گفتگوی بین فعالان سیاسی کرد اعلام شد . در این مدت کوتاه اهمیت این مسئله بیشتر از پیش مشخص شد. حضور کردها در این نشست ها – فارغ از مذهب و گرایش های خاص – زمانی مهم تر جلوه نمود که مخالفان آنان با چه حساسیتی از این یکپارچگی و همبستگی اظهار نارضایتی کردند. در سنندج , در ارومیه و ایلام بطور واضح تری برخی روحانیون از این مسئله ابراز نگرانی کردند و کار به جایی رسید که امام جمعه و استاندار ایلام اجازه ندادند نشست چهارم در این شهر برگزار شود. نتیجه این اقدام عکس العمل بسیار شورانگیز بیش از پنج هزار مرد وزن کرد ایلامی به حضور دبیر شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد در 25 خرداد د ر ایلام بود که نشان داد همبستگی کردها با هر مذهب و لهجه زبانی خواست قلبی همه کردهای هم میهن است. تداوم این نشست ها در آینده می تواند تحقق بخش این هدف نیز باشد . چه بسا ضرورت این مسئله در شرایط کنونی بسیار بیشتر از زمانی باشد که ممکن بود نامزد مورد حمایت اصلاح طلبان کرد رای می آورد.

     ایجاد فضای گفتگو و نقد متقابل و تبادل نظر فعالان سیاسی داخل کشور که پذیرفته اند در چارچوب قوانین رسمی کشور فعالیت کنند با کردهای مهاجر خارج از کشور نیز یکی از دستاوردهای با ارزش جریان اصلاح طلبان کرد بود . در گذشته نگاه اینان به هم بسی متفاوت تر بود و بر خاسته از " سیاه و سفید " نگریستن مسائل. اکنون به نظر می رسد همه – جز اندکی مطلق گرا- به این قناعت رسیده اند که انحصار گرایی  روش مناسبی نیست . ما باید اجازه بدهیم هر فعال سیاسی کرد در هر جا به تشخیص و روش خود برای تحقق مطالبات مشروع کردها تلاش بکند . اگر این حق را برای یکدیگر قائل شدیم شاید یکی از اهداف اصلاح طلبی تحقق یافته باشد. شکی نیست رسیدن به این وضعیت سخت نیازمند صبر , متانت و پایداری است.

     شاید یکی از دستاوردهای گرانسنگ حضور اصلاح طلبان کرد در عرصه انتخابات روشن شدن این مسئله مهم بود که ما نیز به سان بسیاری از گروه های سیاسی کرد که زندگی کردها را یک ساحتی می بییند , فقط بخش هایی از مطالبات مردم را دیدیم و در مسائلی دیگر یا ندیدیم یا خیلی کم رنگ دیدیم. ترکیب آرای هم میهنان کرد در مرحله اول و دوم نشان داد که مطالبات اقتصادی و مادی یک دغدغه جدی است و ما نتوانسته بودیم با ذکر مصداق های مشخص در این زمینه  طرح موضوع کنیم. ظاهرا اکتفا به درخواست کلی اجرای اصل 48 قانون اساسی هم میهنان رای دهنده را قانع نکرد . در عرصه رقابت هم نتوانستیم هم میهنان مان را قانع کنیم که رای دادن به هاشمی – با وصف تمام ضعف هایی که در عملکرد گذشته نسبت به کردها داشته - در مقابل جریان مقابل بیشتر به نفع کردها است . و شاید مهم تر از همه در قانع کردن 62درصد از کردها که با انتخابات قهر کردند ناتوان ماندیم. ما گفتیم و نوشتیم که رای ندادن ما به اصلاح طلبان یا خطر خارجی را افزایش می دهد یا به حاکمیت مطلق اقتدارگراها بر کشور می انجامد اما اکثریت مردم قانع نشدند. ما گفتیم و نوشتیم رای ندادن , گذشتن از " حق " طبیعی و قانونی خود به نفع کسانی است که چندان به مطالبات ما پایبند نیستند اما مردم قانع نشدند . در هر حال گرچه هنوز هم بر این باوریم که تا زمانی که امکان حداقل رقابت هست نباید میدان را به رقیب واگذاشت ,  هنوز هم مصریم که روش اصلاح طلبانه مناسب ترین روش است , هنوز هم صندوق های رای را بهترین تریبون برای طرح مطالبات می دانیم اما اقرار داریم در این راستا اکثریت کردها با ما همفکر نبودند. تحلیل چرایی این مسئله را به وقت دیگری و امی گذاریم با این وصف از اینکه مردم فریبی نکردیم و صادقانه در حد آگاهی و توان و طاقت خود به دفاع از بخش مهمی از خواست های به حق مردمان دیارمان پرداختیم بر خود می بالیم  و از خدای قادر متعال می خواهیم به ما طاقت و توان بدهد که این مشی مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه را تا تحقق کامل خواست های هم میهنان کرد مان  ادامه بدهیم

    و سخن آخر اینکه  معمولا پس از یک شکست سیاسی عناصر دخیل می کوشند با متهم کردن دیگری خود را تبرئه کنند . اختلافات ریز داخلی ظهور جدی تری می یابند. به نظر می رسد دامن زدن به این اختلافات باعث می شود اصلاح طلبان کرد از هدف اصلی شان , که تداوم روش اصلاح طلبی است باز بمانند. احتمالا فضای گفتمان جای خود را به کینه ورزی و خصومت می سپارد . ما همه باید در پی حفظ فضای گفتگو و رقابت به جای حسادت و دشمنی باشیم . بهتر است با تحلیل واقع بینانه مسائل را بکاویم. ما باید بپذیریم جریان اصلاح طلبی با ویژگی های کنونی یک جریان نوپاست . گرچه رقبا و حتی دشمنان زیادی داریم اما عمر ما هنوز از شش ماه نگذشته است . نباید انتظار داشت یک جریان نوپا بتواند با این سرعت به اهداف خود دست یابد. نباید ناامید شد . باید گفتگو را پاس بداریم. باید نسبت به رفتارهای یکدیگر از خود اغماض و تسامح نشان بدهیم. نباید چهره مغموم و شکست خورده به خود بگیریم . به نظرم اصلاح طلبان کرد در این میدان پیروز و سربلند  ند . آنان موفق شدند بسیاری از مطالباتی که سال هاست در شرایط نامساعد به تابو تبدیل شده بود را وارد گفتمان سیاسی جامعه بکنند. امروز بر همه ماست که مطالبات مشروع و قانونی کردهای اصلاح طلب را به عنوان موضوع گفتگو در جامعه نگاهبان باشیم و از رئیس جمهور جدید بخواهیم به عنوان مجری قانون اساسی موضع صریح و شفاف خود را در مورد این مطالبات و چگونگی تامین آن ها بیان کند. اصلاح طلبان کرد باید در صحنه بمانند و در فضای کنونی , اکنون که دیگر هیچ شائبه سهم خواهی و مقام طلبی نیز برای آنان وجود ندارد با تجدید سازماندهی به یارگیری پرداخته وبا یک انسجام درونی خود را برای آینده سخت و احتمالا پر هزینه تر از گذشته مجهز و در جذب نظر مردم از هیچ کوششی دریغ نورزند و این رسالت جریانی است که با نقد عملکرد خود , حذف کاستی ها و تقویت توانمندی ها وارد عرصه سیاست می شود. باید بپذیریم که در عالم سیاست عقب نشینی یعنی مرگ! اصلاح طلبان کرد خوبست دریابند در این مدت کوتاه تجربیات گرانسنگی را بدست آوردند , تجربیاتی که می تواند جریان دموکراسی خواهی و آزادی طلبی ملت را تقویت بخشیده و با اتکا به اصالت های فرهنگی جامعه , که نحوه انتخاب بخش قابل توجهی ازمردم نشان داد سخت با مطالبات شان همخوانی دارد و نیز با درک واقع بینانه تر از خواست ها و نیازهای آنان مسیر اصلاح طلبانه  را پرتوان تر از گذشته بپیمایند.

 

سید هاشم هدایتی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 15:10  توسط namalom  |